یارانه نقدی؛ فرصت وتهدیدی برای تغذیه جامعه
۱۲ / ۰۸ / ۱۳۸۹
دکتر عباس محمد – آیا ارایه یارانههای نقدی ما را به سوی عدالت میبرد؟
«یارانهها هدفمند میشوند» در ۲۰ سال گذشته این جمله بارها و بارها توسط مدیران، مسوولان نظام و رسانهها به صورتهای متفاوت مورد بحث قرار گرفت. مجلهها و روزنامهها بحثهای مفصلی را طرح کردند، ولی آنچه توافق همگانی را به همراه داشت، آن بود که کمتر کسی با هدفمندشدن یارانه سر مخالفت داشت. همه بر سر چگونگی انجام این اقدام، عوارض احتمالی، تورم و خصوصا نقدیشدن یارانهها اعتراض داشتند یا نگران بودند…
اقتصاددانان، اساتید دانشگاههای کشور و تغذیهشناسان، نظریههای مختلفی دادند، خصوصا در زمینه نان و حیف و میل و دور ریز و کیفیت بد آن، همه را در زمینه حذف یارانهها به صورت همگانی و هدفمند کردن آن هر روز مصممتر ساخت. آرزوی هدفمند کردن یارانهها و اختصاص آن به طبقات کمدرآمد جامعه یکی از آرزوهای بزرگ ملی محسوب میشد و میشود و هر کسی که دل در گرو مهر ملت و میهن داشت و بر اتلاف بیمورد سرمایه کشور دل میسوزاند، راهی را پیشنهاد میکرد. سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق، در زیرمجموعه خود دفاتر گوناگونی داشت که متخصصان برای ارایه راهحل در این دفاتر ساعتها بحث و جدل میکردند و متخصصان زیادی در مورد چگونگی شناسایی افراد نیازمند نظر و طرح میدادند.
سامانه اطلاعاتی نانت در ایران
آن روزها مطالعه مدلهای یارانهای در کشورهای مختلف توسط دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت و در قالب برنامه
WIC (Women, Infant & Child) که از سالها پیش در آمریکا با فایده اثربخشی بالا اجرا شده بود، بررسی میشد که در آن، زنان با درآمد پایین و خصوصا زنان محروم، بیسرپرست، باردار، شیرده، کودکان زیر ۵ سال با انجام مشاوره، آموزش و ارایه بستههای غذایی غنیشده، مکملهای غذایی خدمات بهداشتی رایگان و درمانهای مورد نیاز مورد حمایت قرار میگیرند.
این تلاش به نتیجهای نرسید، چون مسوولان این دفتر، هدفمندکردن یارانهها را جزو شرح وظایف وزارت بهداشت نمیدیدند و از طرف دیگر دسترسی به اطلاعاتی مانند درآمد خانواده در کشور ما غیرممکن بود. بنابراین جستوجو برای هدفمندکردن یارانهها در کشورهای مشابه و در حقیقت جهان در حال توسعه آغاز شد و نهایتا برنامهای که توسط فائو در کشورها پیشنهاد و در بعضی از کشورها اجرایی شده، مورد توجه قرار گرفت.
این برنامه با نام اختصاری FIVIMS
(Food Insecurity and Vulnerability Information Mapping Systems)
مشهور است که معنای آن «ایجاد نقشه اطلاعاتی آسیبپذیری و ناامنی غذایی» است. ایجاد سامانه یا شبکه اطلاعاتی و نقشهبرداری آسیبپذیری و ناامنی تغذیهای در ایران یا «سامانه اطلاعاتی نانت در ایران» نوشته و تکمیل شد. این سامانه میتوانست اطلاعات مختلف را در سازمانها و دفاتر ذیربط در زمینه سطح زیر کشت محصولات کشاورزی، میزان تولید محصولات و روند آنها، میزان بارندگی، وضعیت آب، قیمت محصولات کشاورزی، وضعیت سوءتغذیه و بیماریها شامل شیوع و بروز، آمار مرگ و علت آن را بر اساس مدلهایی منطبق کرده، با تجزیه و تحلیل آنها مناطق ناامن و محروم را شناسایی کند. این سامانه میتوانست با استفاده از پرسشنامهها و نرمافزارهای موجود اطلاعات مربوط به افراد در معرض خطر ناامنی غذایی و اینکه این افراد چه کسانی هستند، از چه چیزی رنج میبرند، چند نفر هستند، در کجا زندگی میکنند و به چه علت در معرض این خطر قرار دارند را گردآوری، تجزیه و تحلیل و منتشر کند و حتی بحرانها را از قبل پیشبینی نماید.
این سامانه بر اساس طیف وسیعی از فعالیتهایی در سطوح ملی، استانی و شهرستان طراحی شده بود که نیاز به حمایت مسوولان طراز اول کشور و به کارگیری نهادهای مدنی، شوراهای شهر و روستا و محله داشت تا ضمن هدفگیری دستیابی به عدالت در توزیع یارانهها و مبارزه با گرسنگی و فقر، نیازمندان واقعی را شناسایی و ارگانهای موجود را برای حمایت غذایی و معنوی و خصوصا توانمندسازی آنان بسیج کند. این سامانه ضمنا قادر بود اطلاعات مربوط به افرادی که در معرض خطر ناامنی غذایی بودند و نیز نوع کمکها را ثبت کرده و کفایت اقدامات را در طول زمان پیگیری کند. البته برای ایجاد این سامانه حمایت بالاترین مقامات کشوری مورد نیاز بود تا با درگیر کردن همه بخشهای توسعه، در پیش گرفتن سیاستهای حمایتی همسو، هماهنگ و مورد توافق، شناسایی گروهها و جمعیتهای خاص در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته کشور صورت گیرد.
در سال ۱۳۸۲ مدل ایجاد سامانه اطلاعاتی و نقشهبرداری آسیبپذیری و ناامنی تغذیهای در ایران یا «سامانه اطلاعاتی نانت در ایران»، به صورت بسیار خلاصه – شاید یک برگ که حوصله خواندن آن برای نمایندگان محترم مجلس فراهم باشد، در جلسهای حضوری به کلیه اعضای وقت کمسیون بهداشت و درمان ارایه شد و البته شاید به دلیل وجود برنامههای با اهمیتتر مورد توجه قرار نگرفت.
اما حرکت با اعزام کارشناسانی از بخشهای متولی برای گذراندن دورهای که به آنها مهارت و توانایی ایجاد این سامانه را میداد، پی گرفته شد و کارشناسان بعد از برگشت از این دوره، با عزمی راسخ شروع به کار کردند، ولی همتی که آنان بعد از برگشت به خرج میدادند، با حمایت مدیران بالادست همراه نبود و نهایتا هم با تغییرات دولت و مسوولان وزارت بهداشت، کار متوقف شد و حتی قراردادهای منعقد شده در این باره هم بینتیجه ماند.
یارانهها چگونه مصرف میشوند؟
پس از آن نوبت به رییسجمهور رسید که اعلام کند: «چون همه سالها در مورد یارانهها و هدفمند کردن فقط حرف زدهاند و کسی کاری نکرده ، بنابراین ما یارانهها را هدفمند میکنیم.» و نقدی کردن یارانهها به جای هدفمند کردن مورد توجه قرار گرفت.
در همان زمان یک اقتصاددان در مصاحبهای با روزنامه دولت به این نکته تاکید داشت که «اول باید آنها را که استحقاق دریافت یارانه را دارند، شناسایی کنیم» که به تخمین ایشان در آن سال بیش از ۱۵ میلیون نفر نبود. در مقابل اقتصادان و استاد دانشگاه دیگری هم میگفت: «اگر قرار باشد یارانهها نقدی به افراد داده شود، معلوم نیست رییس خانوار آن را در جهتی که قانونگذار در نظر گرفته مصرف کند و چه بسا ممکن است تقاضاهای اجابت نشده دیگر در اولویت قرار گیرند، پس باید جامعنگری کرد تا ببینیم امنیت غذایی در این طرح محقق میشود یا خیر.» البته تحقیقات زیاد بینالمللی هم گفته این استاد محترم را تایید میکند.
یارانههای نقدی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه توسط سرپرست خانواده برای خرید مشروبات الکلی، سیگار و مواد مخدر صرف شده و زنان و خصوصا کودکان خانواده در معرض خطر سوءتغذیه افزایش بیماری قرار گرفتهاند و زنجیره یا سیکل معیوب سوءتغذیه و فقر، حاصل این سیاستها بوده است.
فراموش نکنیم شایعترین دلیل کاهش عمر و بقای کودک در کشورهای در حال توسعه، سوءتغذیه است. این عامل به ویژه در سالهای اول عمر، موجب کاهش رشد مغزی و جسمی، کاهش خلاقیت، فراگیری و تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود و زمینه ابتلای مکرر به بسیاری از بیماریها و عفونتها را فراهم میکند.
اگر چه برخی متخصصان اقتصادی و جامعهشناسان ارایه یارانهها به صورت نقدی را زمینهساز بروز برخی مشکلات خواندهاند و نتیجه احتمالی آن را در صورت عدم تحقق پیششرطها و الزامات آن، گسترش فقر و ناامنی تغذیهای به دلیل افزایش نقدینگی و نهایتا افزایش تورم ذکر کردهاند، ولی دولت بدون توجه به هشدارها، همچنان به پرداخت نقدی که آن را عدالت میداند اصرار دارد، ولی دستیابی به عدالت خصوصا در سلامت که حیاتیترین نیاز یک جامعه انسانی است، با توزیع عادلانه منابع و ایجاد ساختارهای اقتصادی سالم سرمایهگذاری در آموزش همگانی و حمایت مالی کامل از اقداماتی که برای پیشگیری از بیماریها صورت میگیرد، محقق میشود.
ساختارهای اقتصادی هر کشور در سایه عوامل سیاسی و ایدئولوژیک شکل میگیرد. خوشبختانه ایدئولوژی ما مسلمانان به عدالت و برابری انسانها تاکید فراوان دارد و ساختارهای ذهنی جامعه نیز پذیرای عدالت است. بنابراین سازماندهی منابع انسانی و اقتصادی باید با توجه به این ایدئولوژی همه مناطق جغرافیایی کشور را تحت پوشش قرار دهد.
اگر منابع موجود با این هدف برنامهریزی شود و کودکان خانوارهایی که از نظر مالی در دهکهای پایین قرار دارند، با حمایت موثر از تغذیه مناسب بهرهمند گردند و از اوان کودکی از آموزش باز نمانند و خصوصا زنان و کودکان در این مناطق مورد توجه ویژه قرار گیرند و نیز برنامههایی در سطح ملی، کودکان را زیر چتر مراقبت همهجانبه جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی قرار دهد، این چرخه عقبافتادگی که مناطق محروم را با شدت بیشتر در معرض مخاطره قرار داده است شکسته خواهد شد و این گونه راه به سوی جامعهای توانمندتر در زیر چتر عدالت مستقر میشود.
فقر، مادر تمام نابسامانیهای اجتماعی، اقتصادی، خلافکاری و جرم و جنایت است. اگر سیاستهای ما فقر را در کشور عمیقتر کند، عواقب رنجآور آن نسل آینده را در چنبره خود به شدت اسیر خواهد کرد و ما یعنی نسل فعلی، متهم به بیتوجهی به مسوولیتهای خود میشویم.
کودکان امروز باید در محیطی سالم، به دور از خشم و خشونت، ظلم و شرارت و فقر و تبعیض زندگی کنند. همیشه گفته میشود که کودکان سرمایههای یک ملتاند. به راستی آیا وقتی ۶۰ در صد رشد مغز در ۳ سال اول زندگی و تا ۹۰ درصد رشد مغزی در ۶ سالگی صورت میگیرد و دانش فنی آینده در همین مغز اتفاق میافتد، میتوانیم تصور کنیم فقر و سوءتغذیه و بیتوجهی به رشد کودکان در محیط اجتماعی نامطلوب، چه آیندهای برای ما میکند.
همین دوران رشد سریع مغز حساسترین و مناسبترین زمان برای یادگیری، تاثیرپذیری از محیط و کنشهای اطراف است. در این زمان کودک قدرت بسیار بالایی برای درک محیط و شناخت دارد و بنابراین هرچه امکانات مناسب و آموزش و کسب مهارت در اختیار کودکان گذاشته شود، ارتباطات سلولی بیشتری برقرار میشود و توان آموزشی مغز افزایش مییابد.
اگر چشمانداز کشوری توسعه و تعالی نسل آینده و برقراری عدالت اجتماعی است مسوولان و خانوادهها در یک بسیج همگانی باید کودکان را دریابند.
بیندیشیم آیا روش پرداخت نقدی یارانهها، بهبود شرایط زنان و کودکان را هدف قرار داده است؟ آیا محرومان واقعی را شناسایی کرده است و آیا این پولی که احتمالا مقدار آن کمتر از تورم حاصله است، ما را به سوی عدالتی که آرزو داشتیم، میبرد؟
—-
منبع: هفته نامه سپید




